سفارش تبلیغ
صبا


******************************

سلام علیکم...به وبلاگ عشق الهی خوش آمدید.

وقتی قالب وبلاگ رو تغییر دادم به
سرم زد تا یه بیوگرافی کوچیک هم از خودم بنویسم.

خب...خدمت شما عرض کنم که در حال حاضر طلبه ای ساده هستم که قبل از ورود به

طلبگی 7دیپلم  و3 مربیگری رزمی گرفتم.1.درجه بین المللی فایت رنجر2. دان1کیک بوکسینگ و3. جودو کواروش و....

رو گرفتم و توسط همین ورزش درحوزه علمیه آغاز به تدریس کتاب تربیت بدنی بانوان کردم

از طرف دیگه هم درسپاه(نیروهای رسمی)و حوزه بسیج و حوزه ی علمیه های  دیگه دفاع شخصی

و دیگر ورزش ها رو آموزش عملی میدادم. همه ی این اتفاقات در سن 18 سالگی رخ داد.کسی هم

باورش نمیشد که ما 18 ساله مون باشه ماهم لو نمیدادیم!تبسم بعد از آن به حوزه ای که درآن تدریس

میکردم علاقه مند شدم ... ادامه مطلب...


تاریخ : یادداشت ثابت - چهارشنبه 93/8/15 | 6:30 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام سلام سلام
ان شاءالله که شادو پر انرژی باشید!

 دوستان عزیز...
 همه میدونید که در فضایی هستیم که عصررسانه است و هرکسی به طوری با این فضا مرتبطه!

 

اما در این فضا ضد و نقیض هایی میبینی که واقعا نظر رو جلب میکنه...
مثلا؟
طرف بیرون چادریه... محجبه... وقتی بهش میگی آقا عکست و بده پشتشم شماره تلفنت و بنویس! عمرنیاش قبول کنه چنین عملی و انجام بدهههه
ولی.........
میای تو فضای مجازی...
طرف عکسشو گذاشته رو پروفایلش با اداهای مختلف....!وااااای
واقعا کمی زیاااد گرفتار شدیم.
حالا برخی هم جالب تر عمل میکنند عکسشونو میزارن بعد روی چهره رو با گل میپوشونن!باید فکر کرد
یا پشتشون به دوربین قدو قوارشونو نشون میدن...خیلی خنده‌دار
یافقط چشمها معلومه! یا فقط بینی معلومه! کلا هر کجا که خوشگل باشه رو در معرض نمایش قرار میدن و بقیرو میپوشونن!جالب بود
واقعا سوال برام پیش اومد! آیا تعریف حجاب واقعا اینه؟مؤدب یا دقیقا برعکس اینه؟؟؟باید فکر کرد
بانوان فضای مجازی.... 
حواسمون باشه!اصلا!
فقط یک جمله!شرمنده
اینجا میگذره!وااااای
والسلام...




تاریخ : جمعه 96/11/27 | 3:49 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

 

 یکی از کارایی که بین خانم ها خیلی رواج داره و شاید از خطراتش غافل باشند، آرایش کردن بیرون از خونه هست.

متاسفانه سن آرایش هم هر روز پایین تر میاد و خطرات این موضوع رو بیشتر میکنه.

بسیاری خانم های شهرنشین و حتی روستایی عادت کردن که حتی تا سر کوچه هم که میخوان برن آرایش میکننقابل بخشش نیست

در حالی که این کار چند تا ضرر خیلی بزرگ داره.اصلا!

 در روایات ما، اومده که زن فقط و فقط!  باید خودش رو برای شوهرش آرایش کنه.

 طبیعتا این کار باعث بهتر شدن روابط بین خانم و آقا خواهد شد و لذت های فرد بیشتر خواهد شد.

اما سبک زندگی غربیاصلا! کاری کرده که اتفاقا خانم ها توی خونه آرایشی نداشته باشندنکته بین ولی ......موقع بیرون رفتن از خونه حسابی به خودشون میرسن!وااااای

 نقل است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند : وقتی که زنی خود را معطر نماید و آرایش کند و از منزل خارج شود به تعداد افراد نامحرمی که او را با این وضعیت می بینند " برایش زنا ثبت می گردد...."

 چرا انقدر محکم در مورد آرایش بیرون از خونه صحبت شده؟

چون خانمی که بر خلاف دستور خدا آرایش میکنه در واقع داره "هواپرستی" میکنه و این هواپرستی نابودش خواهد کرد.شرمنده

چون میدونید آدم هرچه دنبال خواسته های دلش بره بدبختی هاش بیشتر میشه.دعوا

 بعدش هم اینکه علاوه بر هواپرستی خودش، باعث تحریک هوای نفس جوانان بی دفاع میشه.

یعنی خانمی که آرایش میکنه مثل اینه که یه بسته مواد مخدر برداره و به بچهای نوجوان تعارف کنه و هی ازش تعریف کنه!قابل بخشش نیست

اگه هوای نفس کسی رو تحریک کردی، آتشش زندگی خودت رو هم خواهد سوزوند.اصلا!

روابط سنت های الهی در دنیا خیلی دقیق و حساب شده هست. آدم نمیتونه در بره ازشون!اصلا!

بعدش اگه جایی #خیانتی دیدی یا به هر دلیلی زندگیت آتیش گرفت یادت باشه که یه روزی هوای نفس یه تعداد جوان رو تحریک کردی...گریه‌آور

این بدبختی تو اثر همونهباید فکر کرد

 ضمن اینکه بسیاری از مواردی که به خانم ها تجاوز میشه و به قتل میرسن ریشه ش توی همین آرایش های بیرون از خونه هست.

 خانم های دیگه ای که زیبایی خاصی ندارن یا سنشون بالا رفته هم به خاطر ارایش خانم ها آسیب میبینن و دلشون میشکنه.

 دختران با حیا و محجبه ای که  به انسان ها احترام میذارن و بیرون از خونه آرایش نمیکنن هم دلشون به خاطر این کار نادرست میشکنه.

 یه خانم آرایش میکنه اما نمیدونه کوهی از حق الناس و بدبختی رو داره با خودش حمل میکنه.شرمنده

 خانم بزرگواری که بیرون از خونه آرایش میکنی،

روز قیامت یه حرفی رو با حسرت به خودت خواهی زد:

 یه رژ لب و یه خط چشم، به جهنم رفتنم نمی ارزید...گریه‌آور

ان شاالله که با کمک خدا مبارزه با نفس میکنی و این عادت مضر رو برای همیشه کنار میذاری.

 تا خواستی آرایش کنی به هوای نفس خودت بگو: من نباید به خاطر خواسته های احمقانه ی تو جهنمی بشم...مدرک داشتن

 بعد از یه مدت تموم خواهد شد....

#آسیبهای_اجتماعی

 این پیام رو برای خواهران ایمانی خودتون ارسال بفرمایید.

#سبک زندگی




تاریخ : جمعه 96/11/27 | 2:36 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر


 فرزندتان شما را عصبانی نمی‌کند، او فقط خشم درونتان را آشکار می‌کند!


 آیا می دانید مادر یا پدر  شدن مثل این می‌ماند که آدم دوباره به خودش معرفی شود؟


 فرزندان، آیینه ای هستند که درون ما را به ما نشان می دهند!!


 ما در ارتباط با فرزندان مان، چهره‌هایی از خودمان را می بینیم که هرگز بدون مواجه شدن با فرزندانمان، نمی‌توانستیم بفهمیم که چنین حالاتی در ما وجود دارند!


 شما توجه کرده اید که اگر ما، کم حوصله باشیم، با کوچکترین مساله ای، فکر می کنیم  همه بدند!! همه اشکال دارند!! همه می خواهند ما را اذیت  کنن!!!


 ولی اگر ما شاد باشیم!! با کوچکترین کاری، می پنداریم همه خوبند!! همه به ما لطف دارند و همه با گذشت  هستند!!!


 واقعیت این است که در هر دو صورت، ما همه را با حالتی از ذات خودمان تفسیر می کنیم و دیگران را خوب یا بد می پنداریم؛ در حالی که تفسیر ما از دیگران، بازتاب درونی خود ما  است.


#سبکِ زندگی




تاریخ : جمعه 96/11/27 | 2:9 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه  ».
برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد

رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.

 

همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.

 




تاریخ : دوشنبه 96/11/23 | 7:43 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر


سلام سلام سلام
امروز 22 بهمن هست و چهلمین سالروز انقلاب اسلامی ایرن است.

به فرموده حضرت آقا  22 بهمن امسال به حول و قوه الهی روز تمااشااایی خواهد بود.

به لطف خدا یک طرحی که کلیک خورده است آن است که امروز هر کسی عکس یک شهید با خود به همراه داشته باشد، 

تا به جهان نشان دهیم ما همچنان پیرو راه شهدایمان هستیم و از مردن در راه الله هراسی نداریم.

ان شاءالله خداوند ما را در این امر یاری بفرماید...

ای که مرا خوانده ای...

راه نشانم بده! 

وعده ما امروز 22 بهمن!

منتظر حضور پر شور مردم ایران هستییم!

امر فقط امر ولی!

رهبر فقط سید علی!

یاعلی

 

 

 

 

 

 

 




تاریخ : یکشنبه 96/11/22 | 6:50 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر




شاید ??یکی از تکان‌دهنده‌ترین جمله‌ها و زیباترین دعاهایی که بشر گفته، جمله زیر از امیرالمومنین علی(ع) باشد؛

«اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی»

«خدایا، کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من می گیر
ی»

یعنی نکند قبل از اینکه جانم را بگیری، شرافتم، انسانیتم، عدالتم، انصافم،

اخلاقم ? ظرفیتم ? سلامتی? بینایی? توانایی حرکت و راه رفتن

و کار کردنم را بگیری...

(نهج البلاغه خطبه 215)




تاریخ : شنبه 96/4/10 | 4:22 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام
عسی ان تحبوا شیئا و هو شرلکم
بعضی اوقات یک چیزی رو دوست دارید که اون شر شماست و خدا می داند و شما نمی دانید!
همون موقع که علی برکت الله رای آورد میخواستم پست بزنم که قسمت نشد.
شاید حکمتش همین بوده که این اتفاق بیفتد (داعشی ها به مجلس و حرم حمله کنند) و بنده بیام بگم احسنت بر افرادی که به ایشون رای دادند!
یعنی درس عبرت نشد؟ البته از تخلفات پشت پرده اطلاع دارم
علی ای حال
ما مشاهده کردیم که سایه جنگ دور شد! (خود جنگ اومد تو ایران)واصلا و به هیچ عنوان تحریم نشدیم! مدیونیدفکر کنید مسخره می کنم!)خخخ
دم شما گرم! دست مریزاد!
البته از طرفی خیلی خوشحالم که آقای رئیسی رای نیاوردند وگرنه همه این ها به گردن فرد بی گناهی می افتاد! انصاف هم خوب چیزیه والا!
در هرصورت مواظب باشیم که درست انتخاب کنیم.
یا حداقل برای انتخابمون یک دلیل محکم داشته باشیم تا در برابر خدا اون دلیل رو بیاریم! وگرنه وای به حالمان می شود.
در هرصورت ما دلمان به رهبر مقتدر ایران خوش است. همین که سیلی محکمی به آمریکا و اسرائیل در لباس داعش زده شد مارا بس برای کسب عزت و غرور ایرانی!
البته بماند که برخی خیلی به این مقام دست پیدا نکردند و به فکر این افتادند که صورت مساله را پاک کنند! (پروژه حذف رهبری) همون بحث مقبولیت و مشروعیت جناب!
فتنه ها درپیش است!
و ما همچنان پشتیبان ولایت فقیه!
ان شاءالله موفق و پیروز باشید
علی برکت الله!




تاریخ : پنج شنبه 96/4/1 | 1:40 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام سلام سلام

بالاخره 4سالِ آقای روحانی تمام شد!

یادتونه میومدید و درد دل می کردید آقا داره منابع و به باد میده؟ برجام؟؟؟ یاخیلی چیزهای دیگر...

هرچی می گفتید می گفتم رای خود ملت همین بوده! ما هم به رایشون احترام گذاشتیم.

ولی مردم به اشتباهشون پی بردند....

مردم درد کشیدند گرانی فَوَران کرد و وعده 100 روزه و قسم جلاله را رئیس جمهور از یادش رفت که از یاد مردم نرفت!

میدانید جالب تر از همه کجاست؟ حال که مدت تمام شده تازه یادشان افتاده برنامه 100روزه ای داشته اند!

ایشون فرمودند برای دولت آینده یک برنامه 100 روزه ی دیگر دارم!   و اما سخن ما!

جناب رئیس جمهور از آنجایی که شما دچار فراموشی های زود هنگام میشوید ما دیگر نمی توانیم به شما اطمینان کنیم.

این ماست مالی لیشن ها هم به درد ما نمی خورد! دیگر انقدر بوووق هم نیستیم!

کما اینکه تعریفِ مهارتِ ماست مالیهایتان را زیاد شنیدیم.

در کل درخواست ملت ایران این است که روحانی(حجت الاسلام رئیسی) باشد! ولی روحانی نباشد!

الان به این رسیدیم که هرکسی سیبیل دارد که او را پدر نمی نامند!

مردم هنوز برای لباس روحانیت ارزش قائلند ولی مهم این هست که این لباس به تن چه کسی باشد؟

برخی این لباس را به تقامص برده اند... مردم دنبال فردی هستند که علاوه بر سیاست دین شناس واقعی هم باشد!

فردی که بتواند حکومت اسلامی بر پا کند... جوان بیکار را به کار گیرد! سرمایه ملی را هدر ندهد!

شنیدم که میخواهند شغل های اینترنتی هم راه بیندازند؟ دیگر میشود نور علی نور!  این مختص افرادیست که مدام پای سیستم هستند و

از جاشون تکون نمیخورند! خوب است موقعیتشان تغییر نمی کند ولی در ازایش حقوق می گیرند!

یکبار اون روحانی رو تجربه کردیم یکبار هم سید روحانی حجت الاسلام رئیسی را می خواهیم تجربه کنیم.

بالاخره تجربه ست ولی تجربه تلخ قبلی را دیگر نمیخواهیم تجربه کنیم :)

راستی الان یک چیزی که به ذهنم زد این هست که شاید روحانی تا الان که ثبت نام نکرده نشسته پای مناظرات تا سخن آن ها رو بشنود و بعد از تجمیع

نقشه جدید ریخته و وعده های دروغینش را سرهم کند و بعد مجدد قسم جلاله و بعد بازهم هیچ!؟ الله اعلم!

فقط این را بدانید باید تحقیق کنید و به اصلح رای دهید...

ما در قبال رای دادن هایمان مسوولیم. باید پاسخگو باشیم.

اگر میلیاردها میلیارد پول به شما دادند که به فلانی رای دهید شما به آخرتتان فکر کنید.

این دنیا گذراست.

به امید یک انتخاب اصلح!


یاعلی







تاریخ : پنج شنبه 96/2/7 | 7:59 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

آمدند خدمت آقای بهاءالدینی گفتند: آقا چند مرتبه صلوات بفرستیم. فرمودند یک مرتبه. اگر حضور قلب باشد یک مرتبه کافی است. حالا حضور قلب نباشد برو صدهزار تا بفرست… .

نهج البلاغه ی امیرالمومنین در خطبه 177 حضرت در آخر خطبه می فرماید: ای مردم خوشا به حال کسی که اشتغال به عیوب خود او را از عیوب دیگران باز دارد. یعنی مشغول بررسی اعمال خودش باشد که من چه عیوبی دارم.
الان ببینید بسیاری اوقات وقتی می نشینیم بیشتر صحبت ها در مجالس و محافل راجع به غیر است و منجر به غیبت می شود. در حالی که کلی حدیث داریم درباره غیبت که غیبت ایمان را کم می کند، مانع استجابت دعا می شود و… خیلی ضررها دارد ولی می بینید حتی بعضی مسجدی ها، حاج آقاها، هیئتی ها، حاج خانم ها و گل سرسبدها هم از این غیبت روی گردان نیستند. نفس اماره است بالاخره.
گاهی وقت ها آدم شک می کند، خدایا من آمرزیده شدم یا نه؟ این شک بد نیست ولی مادامیکه به حد وسوسه نرسد. اگر این حالت مختصر باشد خوب است. انسان تحریک و تهیج می شود به استغفار بیشتر. اما در بعضی ها به حد وسوسه می رسد. جوانی آمد پیش من گفت: “من همه اش شک دارم که خدا من را بخشیده یا نه!” دیدم نه. این دیگر باید گل گاو زبان بخورد! نباید بگذارید به حد وسوسه برسد. همه چیز باید معتدل باشد.
*سابق بر این در تهران ختم صلوات می گرفتند. حالا نمی خواهیم انتقاد کنیم. بعضی اوقات از حبوبات هم برای شمارش استفاده می کردند. نخود، لوبیا و… چهارده هزار صلوات می فرستادند. آمدند خدمت آقای بهاءالدینی گفتند: آقا چند مرتبه صلوات بفرستیم. فرمودند یک مرتبه. اگر حضور قلب باشد یک مرتبه کافی است. حالا حضور قلب نباشد برو صدهزار تا بفرست… .
*آقا بیست دفعه رفته عمره. می گویند بیا دفعه بیست و یکم پول را بده خرج ازدواج یک دختر آبرودار بشود. می گوید نه، نمی توانم. حالا پول را می داد خرج آن دختر چه می شد؟ اجازه بدهید یک حدیث بخوانم ببینیم چقدر ما غافلیم! در حدیث داریم که وقتی مومن می میرد، یک صورت خوش با او وارد قبر می شود( قبلا توضیح دادیم که این قبر، قبر قبرستان نیست. منظور قبر برزخی است.) و با او انس می گیرد. به مومن می گوید: “نترس! من با تو هستم. این آفت های مربوط به قبر برزخی به تو نمی رسد.”
تا زمانی که قیامت برپا می شود. مومن را از آتش ها و آفت ها به راحتی عبور می دهد و او را به در بهشت می رساند. مومن می پرسد: تو کیستی؟ خدا رحمتت کند که این همه من را کمک کردی! این جواب را اگر آن آقا بشنود چمدان عمره را می گذارد زمین. (هرچیزی که قداست ندارد. تشخیص قداست با خداست. فردی بود زمان پیامبر در جنگ کشته شد. اصحاب می گفتند شهادتت مبارک! پیامبر فرمود: دست نگه دارید. این مرد شهید راه خر است. در لشگر دشمن خری دیده بود که به طمع آن در جنگ شرکت کرد و در نهایت هم در راه همان خر کشته شد.) حالا آن صورت خوش به مومن این جواب را می دهد: من آن شادی هستم که تو داخل قلب برادر و خواهر دینی خود کردی. عزیز من دل مردم را شاد کن! حالا پول را بده به این سال بعد برو سفر عمره!
* بعضی ها در دعای کمیل فراوان دروغ می گویند. دروغ نه به معنی اخباری ، به معنای تعارف با خدا. می گوید: صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک. ای دروغ گو! تو حاضر نیستی یکی از لذت هایت را کنار بگذاری. یا مثلا در جای دیگر می گوید:” پروردگارا من هر چه تو بخواهی و هر چه بگویی من تسلیمم!” ولی تسلیم نیست. یک باب بزرگ داریم به اسم تسلیم. متاسفانه خیلی از مدعیان فضل و کمال که ادعای تدریس اخلاق دارند تسلیم را حلاجی نکرده اند. این نکته را یادگار داشته باشید هر که را صاحب کرامت دیدید برای تسلیمش بوده. بله؛ می گوید من تسلیمم ولی تسلیم نیست. بعضی ها شعار می دهند. حضرت سجاد(ع) رسید به کسی که دعا می خواند. می گفت: اللهم انی اسئلک البلا و الصبر علی البلا( خدایا از تو بلا می خوام و صبر بر بلا) حضرت فرمود: این چه حرفی است که می زنی؟ پرسید: چه بگویم؟ آقا فرمود: بگو الهم انی اسئلک العافیه و شکر علی العافیه( خدایا از تو عافیت می خواهم و شکر بر عافیت)
*سید بحرالعلوم سخنی دارد که در نماز اگر رعایت شود انسان هیچ وقت به راه کج نمی رود و به دروغ نمی افتد. سید در شعرش می آورد(ترجمه شعر): “در نماز که می گویی ایاک نعبد حذر کن که دروغ نگویی!”
خوب حالا ما که نمی توانیم نماز نخوانیم ولی سعی کنیم کاری کنیم که در این حرف صادق باشیم. البته خدا ارحم الراحمین است. ما از آن افرادی نیستیم که مردم را سرد کنیم. همیشه باید بین خوف و رجا تعادل برقرار باشد. پدرم می گفت اگر بنده ای خواست خودش را برای خدا لوس بکند بهتر است کفه رجا را سنگین تر بکند. البته این به معنای این نیست که بنده جرات گناه پیدا کند. اتفاقا برعکس. بنده اگر بداند رحمت خدا چقدر زیاد است جراتش بر گناه کم تر می شود.
*باید از فرار نعمت ها ترسید. حالا اگر نعمتی را از دست دادی، نه این که عوام بازی در بیاوری، باید با تمام جانت بگویی “یا مقیل الاثرات”. چند دفعه بگم؟ کجا بگم؟ کنار بگذارید این حرف ها را! این قلعه ها را بشکنید! اقاله یک بحثی است. توضیح اینکه: شما خانه را فروخته ای. پول را هم گرفتی. آمدی می بینی خانم نشسته گریه می کند. می گوید من با این خانه انس داشتم. نزدیک مادرم بودم. عده ای بی انصاف هستند. در تهران فردی خانه فروخته بود بعد پشیمان شده بود. به خریدار گفته بود آقا بیا خانه را پس بده! گفته بود:” بهت می فروشم. از دیشب قیمت ها فرق کرده. پس بده یعنی چی؟” اما بعضی ها اقاله می کنند. می گوید: “آقا عیب ندارد. پولم را بده، خانه را پس بگیر.” این را می گویند اقاله. روایت داریم که هر کس با مومنی اقاله کند، خدا در قیامت لغزش هایش را اقاله می کند. اقاله یعنی نادیده گرفتن.
*ما منکر عذاب نیستیم نعوذبالله. ولی این روش خوب نیست که مرتب با عذاب بخواهیم مردم را به خدا نزدیک کنیم. عذاب برای آخر کار است. اصلا بنا نیست کسی عذاب شود. حالا چه و چه می شود که فلان بنده عذاب می شود. از طریق رحمت مردم را زودتر می شود هدایت کرد. شما وقتی بدانید چه خدای خوبی داری، چقدر مهربان است این خدا؛ بدون جهنم می روی نزدیکش.
“ظهور اسم کریم” را اجازه بدهید توضیح بدهم. یکی از اسما خداوند کریم است. یکی از بزرگان می گفت این اسم در دنیا و آخرت ظهوراتی دارد. کسی که ظهور اسم کریم را در آخرت بداند یک جهنم از خجالت برایش آماده می شود آخرش هم می شود بهشتی. و برای این موضوع مثال می آورد. می گوید شما رفتید خانه کسی. استقبال زیاد، همه را بسیج کرد، پذیرایی مفصل، شربت، غذا، آقا حوله بیارم حمام کنید، ماشین هست برویم بیرون بگردیم، برای شب چه می خواهید، کلی احترام و…. بعدا متوجه بشوید صاحب خانه کسی است که در گذشته در حقش بدی کرده اید. همه آن پذیرایی ها و احترام ها در کامتان زهر می شود.
حالا می گوید بنده که می رود در محشر که عالم کنار رفتن پرده هاست، این جا گناه می کرد می گفت بابا ولش کن، می رود آنجا می بیند گناه عجب زشت بوده. می گویند این کارها را تو کردی و ما تو را بخشیدیم. بیا برو بهشت. می گوید اگر این بنده برود بهشت آن نعمت ها را ببیند و آن گناه ها را به خاطر داشته باشد، شیرینی بهشت زهرش می شود. این جا اسم کریم ظهور می کند و تصرف می کند و گناهانش فراموشش می شود تا بهشت تلخ نشود. به این خدا می شود معصیت کرد؟
گناه بنده را از یادش می برد تا بهشت زهر تنش نشود.




تاریخ : شنبه 96/1/19 | 2:7 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

  • paper | کورالین | آریس باکس